بخوان، بشنو، بیندیش
سفری در آثار ماندگار ادب، عرفان و اندیشه. بخوانید، بشنوید و بیندیشید.
از ادبیات تا اندیشه
سخن روز
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
دیوانها و کتابهای ماندگار
لسانالغیب
قرن هشتم هجری
غزلسرای بزرگ قرن هشتم هجری و از قلههای شعر فارسی.
استاد سخن
قرن هفتم هجری
شاعر و نویسنده بزرگ قرن هفتم، پدیدآورنده گلستان و بوستان.
مولوی
قرن هفتم هجری
عارف و شاعر بزرگ قرن هفتم، سراینده مثنوی معنوی و دیوان شمس.
گنجینهی سخن جایی برای خواندن آثار ماندگار، شنیدن آنها با صدای راویان و اندیشیدن در مفاهیمی است که این آثار را به هم پیوند میدهند.
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
مولانا · مثنوی معنوی
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
سعدی شیرازی · گلستان
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
حافظ شیرازی · دیوان حافظ
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
حافظ شیرازی · دیوان حافظ
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
مولانا · مثنوی معنوی
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
سعدی شیرازی · گلستان
منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
سعدی شیرازی · گلستان
گنجینهی سخن جایی برای خواندن آثار ماندگار، شنیدن آنها با صدای راویان و اندیشیدن در مفاهیمی است که این آثار را به هم پیوند میدهند.
منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
سعدی شیرازی · گلستان
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
حافظ شیرازی · دیوان حافظ
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
حافظ شیرازی · دیوان حافظ